Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
مجتمع فنی تبریز قویترین پایگاه آموزشی و تجارت الکترونیک در شمالغرب کشور
منو اصلی

 صفحه اصلي
 تماس با مدیر سایت
 نقشه سايت
 فروشگاه سايت
 آمار سايت
 خانه عكسهاي سايت شهريار
 وبلاگ احساسات یک پدر
 حکمت
 علامه

 کاربران
 انجمنهای گفتگو
 پیغام خصوصی
 نوشته روزانه کاربرن
 معرفی به دوستان
 اخبار و مطالب
 موضوعات
 آرشیو مطالب
 ارسال اخبار
 آرشیو ردیفی اخبار
 ارسال مقالات
 پیوند
 دریافت فایل
 لینکستان
 ضمیمه ها
 مقالات
 بهترینهای سایت
 جستجو
 سایر سایتها
 سایت رسمی نیما یوشیج
 وبلاگ سایت شهریار
 وبلاگ زيباي شهر تبريز


پخش ويديو هاي استاد شهريار
shahriyar

By: Anonymous
On: 31st May 2010
Views: 5722
Rating: 2.69 Votes: 993



پخش صوتي اشعار استاد شهريار
در حال حاضر مشکلی در اجرای پلیر وجود دارد.


اطلاعات کاربران
خوش آمدید , کاربر مهمان
نام کاربری
رمز عبور
کد امنیتی: کد امنیتی
محل واردکردن کد امنیتی

(عضویت)
کاربران سایت:
آخرین: sheida1116
امروز : 0
دیروز: 0
مجموع: 639

بازدیدکنندگان:
مهمان: 111
عضو: 0
مجموع: 111



دیکشنری



Powered by kianonline.ir


ليست مقالات اخير سايت شهريار
· شهریار شناسی
· عشقی با شهریار
· HEYDER BABA’YA SELÂM ( با الفبای لاتین )
· " حیدر بابا یا سلام "
· ترجمه منظومه " حیدر بابا " به زبان انگلیسی
· ترجمه حیدربابا یا سلام به زبان استانبولی
· ترجمه فارسی منظومه " حیدربابا یا سلام "
· منظومه دوم حیدربابا "حيدربابا گلديم سنى يوخليام "
· ترجمه منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " به زبان استانبولی
· منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " با الفبای لاتین
· ویژگی سخن استاد شهریار
· علي (ع) در شعر استاد شهريار
· بررسی ( حیدربابا ) معروفترين اثر شهريار
· يادي از شهريار شعر ايران
· نگاهی به زوایای شعری شهریار
· زندگينامه شهريار ( قسمت اول )
· زندگينامه شهريار ( قسمت دوم )
· ماجراي عشق شهريار از زبان شاگردش
· حنجره دردمند خشکناب
· عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت اول )
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت دوم )
· استاد شهریار شاعر اهل بیت
· غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار
· شهریار در یک نگاه
· ويژگي‌هاي هنري شهريار
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت اول" )
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت دوم" )
· گذري و نظري در كردستان و آذربايجان
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت اول )
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت دوم )
· شاعر شور و مستی
· سبك و شيوه سخن استاد شهريار
· آشنایی با مقبره الشعرای تبریز
· هنر شهريار ( قسمت اول )
· روح واژه‏ها روز شعر و ادب فارسی
· ديدار با شهريار ( شعر صاعقه است! )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت اول
· هنر شهریار ( قسمت دوم )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت دوم
· هنر شهریار ( قسمت سوم )
· هنر شهریار ( قسمت چهارم )
· مکتب های ا د بي ( 1 )
· مکتب های ا د بي ( 2 )
· شهريار «نابغة شعر»
· خيال و حقيقت (دكتر مهدي روشن ضمير )
· شهريار و موسيقي
· سیمرغ سهند (1)
· سیمرغ سهند (2)
· جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت اول )
· جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت دوم )


مترجم سایت شهریار
Translation


شهریار: شهریار

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]


مصاحبه اي با استاد شهریار زمستان 1366
شهریار  مصاحبه اي با استاد شهریار زمستان 1366

 

سؤال : لطفا اگر ممكن است بفرمائيد عشق در شعرهاي شما چه نقشي دارد؟

جواب : شما مي دانيد كه اصولا خودشناسي از راه علم و عقل و تفكرحاصل نمي شود لازمه خودشناسي عشق است، عشق هم تشعشع ذات الهي است.اما مراتب مختلف دارد، كلاسهاي متفاوت دارد.خيلي ها هستند عشق و هنر را مي گيرند، اما چون كلاسشان پائين است لباس و ظاهر آن را به جاي خود آنها مي گيرند تنها كساني كه به كلاس بالاتر مي رسندمعني اينها را درك مي كنند.انسان هم يكمرتبه نمي تواند به بالاترين كلاس برسد، اينست كه انسان يكمرتبه حافظ متولد نمي شود، حافظ را بايد از چهل سالگي به بالا شناخت.يعني از وقتي كه به آخرين كلاس رسيده.عشق در سنين مختلف، محدوده هاي مختلفي دارد.عشق به پدر، عشق به مادر، عشق به يك دختر‌‍[اما انسان كامل دراين كلاسهاي پائين درجا نمي زند] محدوده را بزرگتر و بزرگتر مي كند تا جائي كه، تمام آفرينش را مي گيرد و نظير سعدي مي گويد، عاشقم برهمه عالم، كه همه عالم از اوست.با اين وصف مي توان گفت كه من با عشق زاده شدم، با عشق زندگي كردم و با عشق هم جان خواهم داد.طبعا شعر من هم انعكاسي از روحيات واقعي خودم هست.

سؤال : آيا يك شاعر مي تواند تمامي احساسات خود را درمورد موضوعي خاص به وسيله ي شعر بيان كند؟

جواب : نه خير، انسان نمي تواند آنچه بالقوه دارد، تماما به فعل درآورد.يك شاعر حتي در موفق ترين اثرش، آنچه را كه در ايده آل دارد نمي تواند تصوير كند، منتها مسأله نسبيت است يكي توانائي تصوير گوشه اي از ايده آلش را دارد و يكي به ايده آلش نزديك مي شود.

سؤال : درمورد نيما چه نظري داريد؟

براي مشاهده متن كامل بر روي " ادامه متن " كليك كنيد



«حيدربابايه سلام» و نظيره‌ها و صمد
شهریار

«حيدربابايه سلام» و نظيره‌ها و صمد

اسد بهرنگي

در دانشسراي مقدماتي درس مي‌خواندم مرحوم «كارنگ» كه آن موقع معلم ما بود،  كتاب «حيدربابايه سلام» را كه تازه منتشر شده بود به كلاس آورد و به بچه‌ها گفت: «حتماُّ اين كتاب رابخريد و بخوانيد.» شاگردان از ايشان خواستند چند شعر از كتاب را بخواند، ولي آن مرحوم گفت: «نه! نميتوانم.» بچه‌ها اصرار كردند. ايشان باز از خواندن كتاب خودداري كردند و گفتند: «حالا اين مانده كه بروند و بگويند فلاني در كلاس شعر تركي خوانده است.» آن وقت بود كه متوجه شديم اين بار «نفوذ سحرآميز مادر و بازگويي‌هاي گذشته‌ها» شاعر را به زبان مادري بازگردانده و منظومه‌اي به زبان تركي آذري سروده است. يا اگر به زبان خود شاعر بگوييم: «آخرين كوكبة اشك وداعم از شعر، منظومة (حيدربابا) و قطعة (اي واي مادرم) را به وجود آورد.»

آن روز من با كتاب «حيدربابايه سلام» به خانه برگشتم و همراه «صمد» شروع به خواندن اشعار كتاب كرديم. اشعار به سادگي تمام گفته شده بود. ما كه تا آن روز شعر تركي غير از كتاب نوحة «قُمري» نخوانده بوديم از ديدن اينهمه سادگي و كلمات خودماني در منظومه در اثر بي‌تجربگي باور نمي‌كرديم كه اين گفته‌‌ها شعر باشند. كتاب را براي پدر، كه با سواد كم‌اش بيشتر اشعار واحد را ازبر بود، خوانديم، او هم باور نكرد كه اين نوشته‌ها شعر باشند.

در آنزمان به سبب محدوديتي كه رژيم براي چاپ كتب تركي قايل بود، غير از كتب «نوحه» و يا كتبي از قبيل «حسين كرد شبستري»، «امير ارسلان نامدار»، «رستم‌نامه» كتاب ديگري چاپ نمي‌شد. البته وحشت رژيم از چاپ كتاب به زبان تركي دو علت داشت. اول اينكه به دنبال خفقان رضاخاني سياست دولت رجعت به گذشتة دور ايران بود و علم كردن شاهان گذشته امثال كوروش كبير و انوشيروان عادل و... و منظور، ايجاد به اصطلاح اتحاد و يگانگي و سوق دادن مردم به طرف «مليت» و «زبان» واحد بود و براي حصول بهاين هدف زبان پرتكلم تركي آذري به نظر متفكرين رژيم خار راه بود و مي‌بايست به نحوي سركوب مي‌شد.دوم اينكه وقتي به تاريخ ادبيات مكتوب و شفاهي آذربايجان نظر مي‌افكندند مي‌ديدند به قول «صمد بهرنگي» سراسر ادبيات آذربايجان «يوموروق» است. خوب. معلوم است اگر اين «يوموروق»ها آزاد گذاشته مي‌شدند چه پيش مي‌آمد.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



شهرت جهاني شهريار
شهریار

شهرت جهاني شهريار

دكتر غلامحسين بيگدلي

شنيده‌ام وقتي يكي از اساتيد ادب، ترجمة شعر «پيام به انيشتين» شهريار را براي آن رياضي‌دان و نابغة روزگار مي‌خواند انيشتين با احترام و حيراني سه بار به افتخار استاد شهريار از جاي خود برمي‌خيزد و اشك شوق در ديدگانش حلقه مي‌زند و زير لب زمزمه‌هايي با خود مي‌كند كه كسي نمي‌شنود بجز خدا و انيشتين.

شعر «پيام به انيشتين» استاد شهريار نشانگر روحية والاي انسان‌دوستي و در عين حال ميهن‌دوستي ايشان مي‌باشد. استاد شهريار در قسمتي از اين شعر گفته است:

انيشتين صدهزار احسن وليكن صدهزار افسوس

حريف از كشف و الهام تو دارد بمب مي‌سازد

انيشتين اژدهاي جنگ!

جهنم كام وحشتناك خود را باز خواهد كرد

دگر پيمانة عمر جهان لبريز خواهد شد

دگر عشق و محبت از طبيعت قهر خواهد كرد

انيشتين پا فراتر نه جهان عقل ه طي كن

كنار هم ببين موسي و عيسي و محمد را

كليد عشق را بردار و حل اين معما كن

انيشتين باز هم بالا

خدا را نيز پيدا كن

افتخار مي‌كنم كه به سهم خود حق شاگردي استاد شهريار را به جاي آوردم و اين شاهكار جاويدان يعني شعر «پيام به انيشتين» را به زبان تركي آذري ترجمه كردم.

شهريار يكي از شعرا و گويندگان بزرگ روزگار ماست كه بي‌هيچ واسطه و دستاويز و ثنا و مدح توانسته است از گوشة اطاق محقر خود جهان گرفته و شهرة آفاق گردد و آوازة هنرش از مرزهاي كشور فراتر رود و جهاني گردد.

اي سكندر تو به ظلمات ابد جان بسپار                 عمر جاويد نصيب دگران خواهد شد

استاد شهريار اين بيت نغز و پرمعني را كه وصف‌الحال خود استاد نيز هست، مانند ديگر الهاماتش نخواسته و ندانسته در يكي از غزلهايش آورده است و اينچنين است كه جهانگشايان و فرمانروايان چند صباحي بيش نمي‌توانند در عرصة جهان با تاخت و تاز و كشتار، حكومت نمايند ولي دانشمندان و اهل علم مانند فردوسي‌ها، مولوي‌ها، سنائي‌ها، سعدي‌ها، حافظ‌ها، شكسپيرها، ولترها، هوگوها، تولستوي‌ها و شهريارها پيوسته بر دلها و جانها فرمانروايي مي‌كنند و خواهند كرد و به ابديت مي‌پيوندند، به طوري كه خود شهريار هم مي‌گويد:

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



حسرت فراق شهریار 21 ساله شد/ روز ملی شعر و ادب
شهریار

تبریز - خبرگزاری مهر: 27 شهریور ماه همواره روزی تلخ و فراموش ناشدنی برای شعر و ادب ایران زمین است جایی که استاد سخن محمد حسین شهریار پس از سالها عمر بابرکت روی به سوی معشوق نهاد.

به گزارش خبرنگار مهر در تبریز، جمعه 27 شهریور 88 حسرت فراق شهریار 21 ساله شد. این روز به احترام خدمات انکارناپذیر استاد شهریار به شعر معاصر،‌ با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی " روز ملی شعر و ادب " نامیده شده است.

اما امروز به رغم این مصوبه وزین هیچ برنامه ای نه تنها در تهران و سایر شهرستانها بلکه در زادگاه وی نیز برگزار نمی شود.

مرور برنامه های فرهنگی ادارات ارشاد و انجمنهای ادبی در سراسر کشور نشان داد که امروز برنامه خاصی برای بزرگداشت این بزرگمرد تاریخ شعر و ادب کشور منظور نشده است و اغلب مسئولان نیز همزمانی برنامه های روز جهانی قدس را بهانه کردند.

این در حالی است که روز جهانی قدس در سراسر کشور و نیز جهان از حدود 9 صبح تا اقامه نماز جمعه برگزار می شود و متولیان امر می توانستند هم شامگاه گذشته و هم عصر امروز برنامه های متنوعی برای بزرگداشت روز ملی شعر و ادب پارسی برگزار کنند.

البته شهریار و شهریارها چه با برگزاری مراسم بزرگداشت و چه بدون آن همواره بر آسمان فرهنگ و ادب ایران می درخشند و اشعار و حالات آنها در میان زندگی مردم جاری است چرا که آنها از مردم برآمده اند، با مردم زیسته اند و در میان آنها آرمیده اند.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


«سلام بر حيدربابا» روز بزرگداشت شهريار كليد
شهریار 

محرم زينال‌زاده فيلم سينمايي «سلام بر حيدربابا» را براساس منظومه مشهور محمدحسين شهريار، شهريور ماه كليد مي‌زند.

مـحـرم زيـنال‌زاده به مهر گفت: فيلمنامه براساس خاطره‌هاي دوران كودكي شاعر نوشته شده كه در منظومه حيدربابا هم نشانه‌هايي از اين خاطرات مي‌توان يافت. اين منظومه 72 قطعه است و فيلم هم در 72 سكانس روايت مي‌شود. فيلمنامه آميزه‌اي از واقعيت و خيال است و به ضرورت داستاني، مواردي به واقعيت زندگي شاعر اضافه شده است.

وي درباره شباهت‌هاي فيلم با مجموعه «شهريار» گفت: «سلام بر حيدربابا» شباهتي به مجموعه «شهريار» كمال تبريزي ندارد. نگاه من با تبريزي تفاوت دارد و بخش‌هاي كودكي شهريار در فيلم من روايت مي‌شود. پيش‌توليد شروع شده و با انتخاب عوامل، شهريورماه فيلمبرداري آغاز مي‌شود. اولين سكانس 27 شهريور همزمان با سالروز تولد اين شاعر فيلمبرداري مي‌شود.

اين بازيگر و كارگردان ادامه داد: از بازيگران حرفه‌اي كه به زبان تركي آشنايي داشته باشند، در فيلم استفاده مي‌كنم. تعدادي از شخصيت‌هايي كه در زندگي شهريار حضور داشته‌اند، حتي يك كلمه فارسي حرف نمي‌زده‌اند و مي‌خواهم در فيلم به اين موضوع وفادار باشم. زبان فيلم فارسي، تركي است.



علي، آينه‌اي خدا‌نما
شهریار

خوانشي بر مطلع غزل معروف استاد شهريار

علي، آينه‌اي خدا‌نما

سينا علي‌محمدي

فردا روز شعر و ادب فارسي و بزرگداشت استاد محمدحسين شهريار است، شاعري كه اغراق نيست اگر بگوييم عمده شهره شدنش را وامدار شعر معروف «هماي رحمت» است و چه مناسبت زيبايي است كه امسال سالروز بزرگداشت او با ماه مبارك رمضان و شهادت مولا علي(ع) تقريبا تقارن پيدا كرده است.

اين مناسبت باعث شد تا نگاه و خوانشي كوتاه به مطلع همين غزل معروف داشته باشيم، مطلعي كه مي‌توان در ارتباط با آن ساعت‌ها نوشت و سخن گفت:

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

كه به ما سوا فكندي همه سايه هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم من به خدا قسم خدا را

در برخورد نخست با اين دو بيت بايد به وزني كه شهريار براي آن برگزيد، اشاره كرد:

فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن

اين همان وزني است كه شهريار برمي‌گزيند براي روايت ارادت خود به مولا علي(ع) وزني دوري، مرسوم و متعارف كه بر دو پايه هم استوار است:

1 علي اي هماي رحمت

2 تو چه آيتي خدا را.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



سالروز خاموشي شهريار شعر و ادب و طنين دوباره
شهریار

شهريور سالروز خاموشي شهريار و روز ملي شعر و ادب فارسي، تداعي‌كننده خاطره اين شاعر عاشق پيشه و طنين دوباره حيدربابا در كوههاي آذربايجان و دل عاشقان وارسته است.

سيد محمد حسين بهجت تبريزي از عزلسرايان معاصر، در سال ۱۲۸۵هجري شمسي در روستاي زيباي خوشكناب آذربايجان در خانواده‌اي متدين ، كريم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد.

شهريار كه دوران كودكي خود را در ميان روستائيان صميمي و خونگرم خوشكناب در كناركوه افسونگر حيدر بابا گذرانده بود، نخستين شعر خويش را در چهار سالگي به زبان تركي آذربايجاني سرود . بي‌شك سرايش اين شعر كودكانه ، گواه نبوغ و قريحه شگفت انگيز او بود.

شهريار شرح حال دوران كودكي خود را در اشعار آذربايجانيش بسيار زيبا، تاثير گذار و روان به تصوير كشيده است.

طبع تواناي شهريارتوانست در ابتداي دهه سي شمسي و در دوران ميانسالي اثر بديع و عظيم حيدربابايه سلام را به زبان مادريش بيافريند.

هنگامي كه شهريار به تبريز آمد مفتون اين شهر جذاب و تاريخ ساز و اديب پرور شد. دوران تحصيلات اوليه خود را در مدارس متحده ، فيوضات و متوسطه تبريز گذراند و با قرائت و كتابت السنه تركي ، فارسي و عربي آشنا شد.

شهريار بعدا به تهران آمد و در دارالفنون تهران درس خوانده و تا كلاس آخر مدرسه طب تحصيل كرد و در چند مريض خانه هم مدارج اكسترني و انترني را گذراند ولي درسال آخر به علل عشقي و ناراحتي خيال و پيش آمدهاي ديگر از ادامه تحصيل محروم شد و با وجود مجاهدتهايي كه بعدا توسط دوستانش به منظور تعقيب و تكميل اين يك سال تحصيل شد، شهريار رغ بتي نشان نداد و ناچار شد كه وارد خدمت دولتي بشود؟ چند سالي در اداره ثبت اسناد نيشابور و مشهد خدمت كرد و در سال ۱۳۱۵به بانك  کشاورزي تهران داخل شد .

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


شهريار و موسيقي
شهریار

شهريار و موسيقي          

           جواد كريم نژاد

     (فارغ التحصيل رشته موسيقي)

شرح شورانگيز عشق شهريار            درغزل مي پيچد و سيم سه تار

در آسمان شعر و ادب نام شهريار، چون ستاره اي درخشان و پرفروغ  مي درخشد. او شاعري عاشق ،پاكباخته اي صادق و وارسته اي درويش مسلك و پرسوز و ساز بود كه سادگي و صداقت از زندگي و اشعارش هويداست.اشعار دلنشين و روح افزاي اين شاعر سوخته دل با دلهاي لطيف و روح پرور اين خطه پيوندي عميق و ناگسستني دارد، چرا كه وي شاعري بود كه احساس شور را با شعر بيان مي كرد.

زنده ياد استاد شهريار ، شاعري موسيقي دان و موسيقيداني شاعر بود و با يك نگاه جستجوگر در اشعار ايشان مي توان به امر پي برد، غمزه های موسيقائي اوست كه بر شعري مناسب استوار مي گشت و غوغا برمي انگيخت و به عبارتي مي توان گفت از مواردي كه شعر شهريار را در بين شعراي ديگر ممتاز مي سازد همراهي موسيقي با شعر اوست ، بدون شك آشنائي استاد با موسيقي در اشعارش تاثير فراوان داشته و سخن او فرزند اين پيوند و تلفيق ميان شعر و موسيقي است.

در باب موسيقي داني شهريار، جاي هيچ شبهه اي نيست .در شعر و زبان شهريار و در لابلاي اشعار پرنغز و دلنشين او، ريزه كاريهاي موسيقائي يافت مي شود كه گوياي علاقه او به موسيقي و آگاهي او از الحان و نغمه ها و ساختمان آلات موسيقي است. جاي جاي ديوان اشعار وي مملو از واژه ها و اصطلاحات تخصصي موسيقي است و همه اينها از نغمه آگاهي شهريار به موسيقي سخن مي گويند.

به عبارتي ديگر، مي توان گفت كه شهريار ـ آخرين سلطان غزل ـ شاعري موسيقي شناس و خود اهل موسيقي بود كه موسيقي ايراني را ،در حد صاحب نظري دقيق مي شناخت و دستي به ساز و دانگي آواز داشت و به رديف موسيقي ايراني و دستگاهها و گوشه های آن تسلط كامل داشته و همچنين با موسيقي دانان بزرگ معاصر محشور و همنشين بوده و با آنان دوستي و مودتي غير از ديگران داشته است.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


نکته : http://zirobam.blogfa.com


غزل شهريار
شهریار

محمد حقوقي

بر اهل ادب پوشيده نيست كه غزل از دوران سعدي و حافظ به اين طرف، معمول‌ترين و محبوب‌ترين نوع شعر بوده است و جز شاعران شيوة هندي كه به غزلي با حال و هواي ديگر دست يافتند و جايبحث آن در اينجا نيست، مي‌توان به جرأت گفت كه از قرن هفتم تا دورة معاصر هيچ غزلسرايي ظهور نكرده است كه بتوان در صميميت عاطفه و احساس او ترديد نكرد و او را از بار تأثير غزل سعدي و حافظ مبرّا دانست.

چنين استكه گذشته از غزلهاي استثنائي مشهور، مانند غزل «كي رفته‌اي زدل كه تمنا كنم ترا» از فروغي بسطامي، يا غزل «طاعت از دست نيايد گنهي بايد كرد» از نشاط اصفهاني، يا غزل «غمت در نهانخانة دل نشيند» ازطبيب اصفهاني، يا غزل «چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست» از عبرت نائيني، در مجموع كار هيچ شاعري را نمي‌توان پذيرفت.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


چهره‌هاي روشن و دلگشا
شهریار
احمد ترجاني‌زاده
نمي‌دانم عنوان بالا از لحاظ تطبيق با موضوع در نظر موشكاف اديبان درست است يا خير ولي به هر حال منظور من است كه عوالم طبيعت و جهان و هر چه در او هست رويهمرفته بر دو نوعند برخي از آنها مظهر جمال و زيبايي و عاطفت و لذت و خوشي و كاميابي است و بعضي چهرة عبوس و خشمگين و شرور و تند و تلخ روزگار را بهانسان نشان مي‌دهد، من اين و حالت مختلف و متناقض را به طريق توزيع در اكثر مظاهر مادي و معنوي عالم هستي مشاهده مي‌كنم. مثلاُّ چهرة عبوس و پرآشوب يك روز زمستان را در نظر بگيريد كه از هر طرف باد است و طوفان و برف و سرما و يخندان و شورش و انقلاب طبيعت و جهان كه انسان با صرف‌نظر از اطلاعات و تجربه‌هايي كه دارد در هر آن به انتظار به هم خوردن اوشاع زمين و آسمان و يا لااقل در خوف و هراس ويراني خانه‌ها و تلف شدن هزاران تن از همنوعان خود مي‌باشد و در مقابل اين روز سخت زمستاني يك روز بهاري را به نظر آوريد كه هوا خوش است و طبيعت از هر جهت سازگار و آسمان صاف و نسيم ملايم بهاري با جان و دل آدم بازي مي‌كند، و در پيران هفتاد ساله نيز فكرها و هوسهاي جواني و آرزوهاي ديرينه و خفته را زنده و بيدار مي‌سازد و انسان رابه ياد ايام كودكي و عهد شباب مي‌اندازد اين قانون تناقض بر افراد بشر نيز قابل تطبيق است، بسياري از اوقات كساني را مي‌بينيد كه چهرة تند و غضبناك و سخت و سركش ايشان حالتي غم‌انگيز و يأس‌آور در شما توليد مي‌كند، جز شرارة خشم و بدبيني از چشمان آنها نمي‌جهد و جز حرف لا بر زبان آنها نمي‌گذرد، ديدار اينگونه اشخاص انسان را افسرده و ملول و بدبين به اجتماع و بيزار از زندگي مي‌كند و گاهي در برابر اين چهره‌هاي اهريمني چهره‌هاي روشن و دلگشايي مي‌بينيد كه در طلعت فرخندة ايشان فروغ مهر يزداني نمايان و تابان است و ديدار آنان اگر در دل زمستان هم دست دهد انسان را به ياد فصل بهار و صفاي كوهسار وگل و سنبل و ريحان و نغمة دلپذير و روح‌پرور مرغان خوش‌الحان مي‌اندازد و گويي كه تمام خوشيها و شاديهاي جهان و زيبائيهاي طبيعت را در چهرة ايشان مي‌خوانيد، تصور مي‌رود اين قانون تناقض كه بر طبيعت جهان و اجتماع انسان حكمران است در اصول ثنويت و اعتقاد به يزدان و اهريمن و خير و شر و نور و ظلمت بي‌اثر نبوده است و حتي اين قانون در كتابها و ديوانهاي شعر نيز جاري و ساري است. بعضي از كتابها مظهر كامل ذوق و صفا و زيبايي است و برخي از آنها چهره‌اي عبوس و دژم و خشمناك دارند و البته بين اين دو طرف مراتب و درجات بسيار هست كه نيك و بد و زشت و زيبا درهم آميخته نه خير محضند و نه شر مطلق، في‌المثل ديوان بعضي از استادان شعر را باز مي‌كنيد و قسمتي از اشعار آن را مي‌خوانيد، مي‌بينيد كا شاعر تا چه اندازه استعداد و فضل و هنر به كار برده و شعرش تا چه پايه محكم و متين و استوار است وليكن به هيچوجه تأثير و حركت و اهتزازي در اعصاب و قلب و روح شما ندارد و گاهي با جمله‌هاي محكم و استوار خود تكاليف اخلاقي هم براي شما معين مي‌كند ولي گوش شما بدهكار نيست و در برابر آن اوامر صادره خاضع و مطيع نيستيد بلكه چون گوينده را مقامي ذي‌صلاح تشخيص نمي‌دهيد يك نوع احساس سركشي و تنفري خاص نسبت به بعضي مبادي اخلاقي و حقايق در وجدان شما پديدار مي‌شودكه در حقيقت انعكاس روح فاقد ايمان گوينده را مقامي ذي‌صلاح تشخيص نمي‌دهيد يك نوع احساس سركشي و تنفري خاص نسبت به بعضي مبادي اخلاقي و حقايق در وجدان شما پديدار مي‌شود كه در حقيقت انعكاس روح فاقد ايمان گوينده است كه براي بازي با الفاظ، آن موضوعات و مبادي عاليه را مبتذل ساخته است و همين مطلب عقيدة شما را به گوينده و سخنان او سلب و گاهي متنفر بلكه خشمگين مي‌سازد.
برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


ترجمه تركي مقاله ي دكتر غلامحسين يوسفي در مو
شهریار  "شهريار" ين ياراديجيليغي

دكترغلامحسين يوسفي

ترجومه : عليرضا ذيحق

" شهريار " ين شعر لريندن ترتيب وئريلميش بالاجا بير مجموعه ، 1308 – نجي گونش ايلينده ، ايلك دفعه اولاراق جيبي قطعينده چاپ اولدو و چوخ چكمه دن اونون ايكينجي چاپي 1314 – نجي ايلده  يئني دن ياييلدي.

بو مجموعه ده شهريارين " كؤينه يين قوخوسو  ،  بير گئجه "قمر " له  ، منيم شهريار ليقيم ، يانيب ياخيلماق ، شاعيرانه مسافرت " و بير سيرا بئله نكي گؤزل وآخيجي شعر لري وار ايدي و استاد ملك اشعراء بهار ، ديوانا يازديقي قيسا جا مقدمه ده ، شهرياري ائله بير جوان تانيتديرير كي " دولغون استعداد و يوكسك قريحه سي " واردير و " سئويملي يئني بير سبك " ايله "چوخ ياخشي و عالي گله جه گي "  اولا جاق دير.

بو ايل لرده شهريار " طب " فاكولته سينده دانيشجو اولوب گنج ليك ايل لريني كئچير تسه ده ، اونون شعري اؤز تأثير قووه سي له بؤيوك ادبياتچي لارين نظريني جلب ائديري. ايل لر اؤتوري و بالا – بالا "شهريار" تخلصي اونون حقيقي آدي سيد محمد حسين بهجت تبريزي ني بوسبوتون اؤز تأثير دايره سينه آليب شهريارين شعري و آدي ديل لر ازبري اولور. اونون چوخ جيلد لي و حجم لي ديواني ، نئچه يوللار چاپ اولار كن عؤمرونون سونونا جان ( 1285- 1387) چوخ آدلي و آد سان صاحيبي ايدي.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



شاعران از ديدگاه شهريار
شهریار

مفتون اميني

... مرحوم شهريار از نظر قدرت تخيل بخصوص خيالپردازي رمانتيك و نيز از نظر وسعت احاطه بر مقدار زيادي لغات و عبارات مستعمل فارسي نه تنها در بين شاعران كلاسيك امروز بلكه در ميان گذشتگان هم انصافاُّ بلانظير و ممتاز است. وجه امتياز ديگر شهريار اين است كه ايشان به عنوان نخستين شاعر سنتي معروف و محبوب ايران، تحول انقلابي در شعر امروز را كه به سالاري و هنرداري نيما يوشيج بود، اگر چه در دايرة محدودي پذيرفته‌اند، اما همين پذيرش در مدار بسته كه همراه با سرودن  اشعاري از قبيل «اي واي مادرم» و «پيام به انشتين» و «نقاش» و غير هم بوده در پيشبرد كار تحول بسيار مؤثر افتاده چنانكه مي‌توان گفت اگر ايشان فداكاري و پيشقدمي نمي‌نمودند بسياري از اساتيد رسمي و اسمي ديگر جرأت پا گذاشتن در اين دايرة آتشين كه از قضا براي همه گلستان خيال نگشته، نداشته‌اند.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



يادي از ديدار نيما و شهريار
شهریار

دكتر عباسعلي رضائي

 سال 1336 بود و من در كتابخانة ملي تبريز كار مي‌كردم. همان كتابخانه‌اي كه الان ساختمان آن تخريب شده و زمينش به صورت بخشي از مصلي درآمده و نيز كتابهاي آن به ساختماني در محوطة باغ گلستان تبريز انتقال يافته است. آن سالها مردم تبريز پول جمع كرده بودند و براي شهر خودشان كتابخانه‌اي بنا كرده بودند تا مركز فعاليت‌هاي فرهنگي بشود والحق هم كتابخانة ملي جاي بسيار مناسبي شده بود و علاقمندان به كتاب و مطالعه در آن محل جمع مي‌شدند و مي‌خواندند و مي‌آموختند. بعدها افرادي از همان كتابخونها خودشان نويسنده و اديب و محقق شدند و آثار ارزنده‌اي پديد آوردند. ياد همه‌شان بخير.

بلي، روزي در اوايل پائيز همان سال درِ كتابخانه را صبح باز كردم و طبق معمول مشغول مرتب كردن كتابها در قفسه‌هاي مخزن كتاب بودم كه شنيدم درِ اطاق مجاور مخزن را مي‌زنند. رفتم و در را باز كردم و ديدم مرد سپيد موئي با جامه داني كوچك در دست وارد شد و از من پرسيد: «آيا منزل شهريار را مي‌شناسيد؟»

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



مثنوي‌هاي شهريار
شهریار

مهدي برهاني

شهريار در شمار شايسته‌ترين شعرايي است كه در زمينة انواع شيوه‌ها و قالبهاي شعري تجربه‌هاي غالباُّ موفق داشته و همه را نيز با بي‌پروايي به دست انتشار سپرده است. اما شهرت شهريار بيشتر به خاطر غزليات غنائي اوست كه پيرامون اين نحلة شعرش، كم و بيش، اظهار نظرهائي شده است و ما در اينجا، به همين روي، به مثنوي‌هاي شاعر مي‌پردازيم. و آنهم نه به همة آنها، كه فرصتي بيش از اين مي‌خواهد.

مثنوي‌هاي شهريار هر چند بخش وسيع و مهمّي از مجموعة فعاليتهاي ادبي او را در برنمي‌گيرد. با اينهمه، براي بحث و بررسي فرصت‌هاي فراواني را فراهم كرده است.

اصولاُّ مثنوي قالبي است كه دست و بال شاعر را در انعكاس انديشه‌اش باز مي‌گذارد به همين روي مجموعه‌هاي بزرگ داستاني و حماسي كه نياز به طرح مسائل گوناگون دارد در قالب مثنوي ريخته شده است. و با آنكه شهريار عمدهُّ شاعري غزلسرا بوده، با اينهمه او را در مثنويهايش مي‌توانيم، عريان‌تر و ناب‌تر ببينيم. افزون بر اين، با نگرش به يكي دو مثنوي، مي‌توان بيشتر ويژگيهاي سبك و روش هر شاعر را نشان داد، و مشت را نمونة خروار دانست. به عكس ساير صنوف شعر، كه براي درك روش شاعر، بايد كل آثار او را مورد بررسي قرار داد، تا اخذ و اقتباس، تأثيرپذيري و نيز ابداعات و ابتكارات شاعر روشن شود. در زمينة مثنوي كار آسان‌تر است. با اين نگرش بود كه مثنوي‌هاي شهريار را مورد مطالعه قرار داديم، تا به پاره‌اي از ويژگيهاي سبك شعر او اشاراتي داشته باشيم.

نخستين نكته كه از نگريستن به شعر  اين شاعر جلب نظر مي‌كند، در آميختگي زبان اديبانهبا زبان كوچه و بازار است. به دو بيت زير كه ملايم و اديبانه است بنگريم:

عشق اي همساية آوارگي             عشق اي سرماية بيچارگي

عشق اي زندان تاريك بلا                عشق اي زنجير پاي مبتلا

در اين دو بيت مي‌توان به روشني ديد كه بيان لطيف عاشقانه، روان است و از گويش عادي جدا نيست. شعر صنايع و بدايع عمده‌اي ندارد. اما كلامي گويا، رسا و دلنشين است. از همين حال و هواي اديبانه، شهريار پا به زبان كوچه و بازار مي‌گذارد:

راحت از بار غم دل كن مرا                        يا بكش يكباره يا ول كن مرا

گيج و گول و ابله و خل كرديم                    لات و لوت و آسمان جل كرديم

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید

(ادامه متن ... | | چاپ این مطلب    5 امتياز ارسال شده بوسیله saeedi شاخه شهریار  چهارشنبه، 23 بهمن، 1387 بازديدها: 4117 


سنبل در شوره‌زار
شهریار 

علي دشتي

... چند شب قبل در محفل بزرگي بوديم. «ايران جوان» سي و سومين جشن ساليانة خود را مي‌گرفت. در ضمن برنامة جشن، يكي از خوانندگان معروف تهران را نيز دعوت كرده بودند كه با صداي رسا و حنجرة قادر خود همة حضار را مسحور كرد ولي غزلي كه خواند به نظر من عجيب آمد. يك بيت آن به واسطة تكرار و فرط غرابت به يادم مانده است:

مژه سوزن رفو كن، نخ آن زتار مو كن

كه هنوز وصلة دل (يا پارة دل) دو سه بخيه كار دارد

حضار كه يك عده از نخبة اهالي تهران بودند دست زدند به طوري كه خوانندة محترم مجبور شد دوباره آن شعر را بخواند و دوباره حضار براي او دست زدند.

آيا در ميان مردمي كه شعر به اوج زيبائي خود رسيده است و هيچ ملتي به اين درجه از غناء ادبي نرسيده است، ملتي كه حافظ و سعدي و مولوي و فردوسي و نظامي و فرخي و خيام و مسعود سعد و عطار و ناصر خسرو و منوچهري و صدها شاعر درجه دوم و سوم آنها را دارد؛ ملتي كه در دورة انحطاط ادبي امثال مشتاق، هاتف، نشاط، فروغي پرورانده است و تمام طبقة متوسط جامعه دعوي شعر و ادب دارند و غالباُّ وقتي از خانمي كه دعوي ذوق و ادب دوستي مي‌كند مي‌پرسند كدام شاعر را بيشتر دوست مي‌داريد، حافظ را نشان مي‌دهد و آدم با نظر تمجيد به او نگاه مي‌كند كه زبان جادوگر اين سراينده را فهميده، وسعت فكر و نظر و ظرافت تخيل و استحكام لفظ او را تشخيص داده است در يك همچو جامعه آيا به نظر عجيب نمي‌آيد كه خوانندة ماهري اين شعر را انتخاب كند و حضار را هم منقلب كند؟ شما آن را بر چه حمل مي‌‌كنيد؟

 برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



كنگره شاعران ايران در تبريز ( 1351 )
شهریار

كنگره بزرگ شعراي ايران از هفدهم تا نوزدهم آبان ماه در تبريز تشكيل مي‌شود. سرپرستي جلسات به عهده استاد محمدحسين شهريار است.

استاد شهريار به خبرنگار اطلاعات در تبريز گفته است: تشكيل جلسات متعدد كنگره براي احياي زبان و ادبيات فارسي و حفظ تداوم شعر امروز امري ضروري است من گرچه پير و شكسته شده‌ام ولي آماده‌ام آخرين رمقم را بكار بندم تا وظيفه ميزباني را خوب به انجام برسانم.

اطلاعات، چهارشنبه 11 مرداد ماه 1351، شماره 13864.

استاد شهريار: عده‌اي نخوانده ملا شده‌اند

خبرنگار ما از تبريز گزارش داد:

استاد محمدحسين شهريار ديشب ضمن يك سخنراني در سمينار زبان و ادبيات فارسي گفت:

ـ شعر در حقيقت جوهر احساس سرايندة آن است و از درون شاعر سرچشمه مي‌گيرد، بايد سعي شود كه جملات «شعر» درست باشد. كسي كه احساسات دروني او زياد باشد، مي‌تواند جمله‌بندي كند، و جمله‌بندي مظهر احساسات است.

جمله‌بندي اشعار بايد بسيار لطيف باشدومانند نردباني [است] كه بسيار پله دارد و شاعر روي يكي از پله‌ها[ي] آن ايستاده است.

استاد شهريار اضافه كرد: قاآني مي‌گويد: «بيت سعدي مثل ستاره مرا ميخكوب كرده است.» در دورة ما يك عده خواسته‌اند نخوانده «ملا» بشوند و شعر بگويند و مانند سعدي و حافظ شوند. بر فرض كه كسي توانست چند بيتي لطيف ارائه دهد، ولي اين دليل نمي‌شود كه گوينده اين چند بيت شاعر از آب دربيايد. شعر آزاد از نظر صورت تازگي ندارد. اين نوع اشعار را نبايد «شعر نو» گفت. البته اگر محتواي اين اشعار هم نو بود، مي‌توان آن را شعر نو گفت وگرنه شعر نو نيست. موسيقي ما هم همينطور است. براي آموختن و يادگيري موسيقي سي تا چهل سال وقت لازم است. شعر ما هم به همين كيفيت است. هر چيزي بايد زمان لازم از آن گذشته باشد تا به درجة كمال برسد. هر كسي كه اندكي زحمت بكشد، سعدي و حافظ نمي‌شود، ولي هر كس ذوق طبيعي داشته باشد، مي‌تواند آن را دنبال كرده و پرورش دهد، ولي زود هم نبايد متوقع باشد كه شاعري زبردست از آب درآيد.

اطلاعات، پنجشنبه 12 مرداد 1351 شماره 13865.

 برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



توصيه دكتر براهني به آقاي شهريار
شهریار

شنيدم و نيز در روزنامه‌ها خواندم كه شهريار به رياست كنگره‌اي به نام كنگرة شعر انتخاب شده و ضمن اطلاعيه‌اي از شاعران معاصر درخواست كرده است كه بر وي منّت بگذارند و در فصل پائيز براي شركت در اين كنگره به تبريز بروند. قدم اين شاعران بر روي چشم شاعر آذربايجاني خواهد بود.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید

(ادامه متن ... | | چاپ این مطلب    0 امتياز ارسال شده بوسیله saeedi شاخه شهریار  جمعه، 24 آبان، 1387 بازديدها: 4026 


آقاي براهني!قلم رابا ساطوراشتباه گرفته‌ايد
شهریار

مخالفت با شهريار مخالفت با مردم است

صادق الف

آقاي دكتر براهني، قلم تيز را براي مظلوم‌كشي به تو نداده‌اند، چرا از پشت به همشهري پيرت خنجر مي‌زني؟ قلم تيز را به تو نداده‌اند كه در دست بچرخاني و هر جا كه نرم‌تر است فرود آوري. دكتر جان، قلم را با ساطوره اشتباه گرفته‌اي.

تو مدعي هستي كه شهريار تنها چند غزل ساخته است كه براي دنيا و آخرتش كفايت مي‌كند، هذيان دل و اي واي مادرم و حيدربابا را شعر نمي‌داني!؟

كي به شما اجازه داده است كه شهريار را مرده اعلام كنيد؟ شهريار كه سالها در آب و هواي شعر معاصر زيسته است و به گردن انبوهي از شاعران امروز حق دارد، شهرياري كه صفا و صميميت و خلوص نيتش را در هيچ يك از شاعراني كه تو علم‌شان كرده‌اي سراغ نمي‌توان گرفت،  شهرياري كه سال‌ها براي مردم سرود و هنوز كه هنوز است صداي رساي او از همه سوي فضا مي‌آيد كه: «فرهنگ ما براي جهالت فزودن است»...

اولاُّ آنطور كه ادعا مي‌كني هنوز هم كه هنوز است عهد شهريار نگذشته است. اگر فكر مي‌كني او صرفاُّ يك غزل‌سراست و ديگر روح از قالب اين قالب پريده است و غزل ساختن نشان عجز و عقب‌ماندگي است، چرا با منوچهرخان آتشي درنمي‌افتي كه در چند شماره‌ي تماشا همين چندي پيش كوشيد تا نشان دهد هنوز عهد غزل سر نيامده و شاعران طراز اول معاصر هم عقيده‌ي او را تائيد كردند. لابدي چون مي‌داني شهريار آن قدر مناعت طبع دارد كه حرفهايت را بي‌پاسخ گذارد و ديگران ندارند. شاعري درست، و نقد درست، اما به كسي مثل شهريار كه هنوز بيشتر شعرخوانها دوستش دارند و احترامش مي‌گذاردند، چرا بي‌احترامي مي‌كني؟

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید
(ادامه متن ... | | چاپ این مطلب    0 امتياز ارسال شده بوسیله saeedi شاخه شهریار  جمعه، 24 آبان، 1387 بازديدها: 3747 


«شهريار» رئيس شايسته كنگره شعر است
شهریار

ابراهيم صهبا

اين دفعه لبة تيز انتقاد دكتر براهني متوجه استاد محمدحسين شهريار هم ولايتي محترم ايشان ودوست عزيز بنده شده است.

هيچكس منكر قلم و استعداد دكتر براهني در زمينهً انتقاد نيست ولي در اين مرد برخلاف انتظار، ايشان ديگر تندي را از حد گذرانيد بودند.

به عقيده من استاد شهريار به دلائل زير واجد كمال صلاحيت براي رياست كنگرة شعر تبريز مي‌باشد:

1ـ سوايق طولاني ادبي كه ملازم با پيش‌كسوتي ايشان مي‌باشد.

2ـ سرودن اشعار شيوا در هر زمينه از غزل، قطعه، قصيده، طنز، شعر نو.

3ـ رعايت ميزباني ايشان در شهر تبريز بلكه در تمام خطة آذربايجان .

4ـ مراعات سن و سال و شيخوخيت استاد شهريار.

5ـ محبوبيت زيادي كه اشعار شهريار نه تنها در تبريز و آذربايجان بلكه در تمام ايران دارد.

براي اثبات محبوبيت ايشان خاطره‌اي كه از مسافرت اخير تبريز خود دارم نقل مي‌كنم:

من چندي پيش به علت تكشيل كنگره لاينز به تبريز رفتم كه از حسن تصادف «استاد شهريار» را هم به همان كنگره دعوت كرده بودند. وقتي نوبت سخن به «اميرحسين پاشا بهادري» رئيس باشگاه صائب لاينز تبريز رسيد او در ضمن سخنراني خود گفت: هر شهري براي خود افتخارات مخصوصي دارد و افتخار شهر ما نيز همچنين «استاد محمدحسين شهريار» مي‌باشد كه غريو تحسين سالن كنگره را فرا گرفت. حضار از شهريار خواهش كردند چند قطعه از اشعار خود را بخواند. من همانطوريكه در همان روزها در مجلة اطلاعات هفتگي اين موضع را نوشتم، تاكنون نديده‌ام در هيچ مجلسي براي هيچ شاعري اين اندازه ابراز احساسات كرده باشند.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید

(ادامه متن ... | | چاپ این مطلب    0 امتياز ارسال شده بوسیله saeedi شاخه شهریار  جمعه، 24 آبان، 1387 بازديدها: 4181 


وحيد و شهريار
شهریار

استاد وحيد دستگردي يكي از دوستان صميمي پدر من مرحوم نظام همايون (سرهنگ) بود و هميشه تا آنجا كه به ياد دارم و در خاطراتي كه نوشته‌اند همه جا يادآري دوستان يكدل و صميمي خود منجمله وحيد دستگردي به چشم مي‌خورد.

ناگزير مقدمتاُّ بايد متذكر شوم همسر من آقاي دكتر علوي در آذربايجان استاد دانشگاه بود و من هم در اداره آموزش و پرورش آنجا رياست مدرسه فرخي را به عهده داشتم و مدت چهار سال در آن منطقه زندگي مي‌كردم (از سال 1329 تا 1333) طبعاُّ دوستان زيادي در آنجا براي خود كسب كرده بوديم؛ در تابستان سال 1346 براي ديدن دوستان خود سفري به آذربايجان كرديم.

در اين سفر شنيدم استاد شهريار در تبريز مي‌باشد. به اتفاق همسرم منزلش را جستجو كرديم و اجازه خواستيم كه استاد را ملاقات كنيم خانمي كه درب را به روي ما باز كرد اظهار داشت كه استاد گوشه‌نشيني اختيار كرده و كسي را نمي‌پذيرد.

پافشاري نمودم و گفتم به استاد بگوئيد من از راه بسيار دوري آمده‌ام و مايلم شما را زيارت كنم و البته به من اجازه خواهند داد.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید

(ادامه متن ... | | چاپ این مطلب    0 امتياز ارسال شده بوسیله saeedi شاخه شهریار  جمعه، 24 آبان، 1387 بازديدها: 5279 


بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب ( 2 )
شهریار 

اگر «حیدربابا» نبود...

رقیه ندیری

دست‏هایت را دور «حیدربابا» قلاب می‏کنی؛ تا سنگ‏ها و چشمه‏ها و گل‏هایش در تو حلول کنند. «حیدربابا» تو را شاعر می‏کند و تو او را به جاودانگی آشیل می‏رسانی. در آن پلک می‏زنی، تصویر می‏آید؛ تصویر پیرهنی از ابر، باران، صدای مؤذن، پنجه‏های حنابسته دخترکان و... این همه، گذشته توست. زادگاهت، حیدرباباست؛ در آن دویده‏ای، خندیده‏ای، گریسته‏ای و صدای ساز عاشق‏ها را سر کشیده‏ای.

حیدربابا تو را شاعر روستا کرده است و تو همه شاعرانگی‏ات را در آن قاب گرفته‏ای.

اگر حیدربابا نبود، تو در تاریخ گم می‏شدی و زمان، عاشقانه‏هایت را به فراموشی می‏سپرد.

اگر حیدربابا نبود، به اوج نمی‏رسیدی و احساس ترد آذری‏ات، این سان زلال و شفاف نمی‏جوشید.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب ( 1 )
شهریار 

روح نامیرای عاشق

سید علی اصغر موسوی

ناله پیچیده بغضیم در نای گلو                    دامن آهی گرفتیم و به کیوان آمدیم

شمع سردابیم و در سوز و گداز اشک و آه       پله بند از دود خود، یک شب، در ایوان آمدیم

نغمه‏پردازی بود که عشق، انتخابش کرد!

و او با تمام داشته‏های گران بهایش، تهی دست زیست!

انگار آشنایی جز عشق ندارد! سوخت و ساخت!

مثل بغضی سنگین، در بارشِ اشک‏ها، تمام شکست‏ها را تجربه کرد!

غزل‏هایش، تصویر خاکستری غم و چکامه‏هایش، آهِ ممتد دلی بودند که عمری با دلدادگی زیست! پروانه بود و شمع زیست! شمع! با غریبانه‏هایی که به وسعتِ تمام تنهایی‏ها بود و بدون واهمه از سحر و شعرِ واپسینِ سفر! دل به شبانگاهان گیسوی عشق سپرد:

به زلف یار هم، بر می‏خورد! گر غیر از این باشی        که من صدبار، با این نکته باریک، برخوردم!

از «عشق» تا «اراده»، از «طلب» تا «مقصود»، جذبه دلدادگی را، داغ غربت را، حتی زخم سکوت را به فریاد شعر سپرد و از پرتوِ «یک نگاه»، به کهکشانی از شهود رسید!

آیینه‏های حقیری که قامتش را جدّی نمی‏گرفتند، محو «خلعت» آسمانی‏اش شدند که بافه‏ای از حریر معرفت بود.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



به بهانه سالروز درگذشت استاد شهريار
شهریار

شاعر شور و مستي

ليلا سبزه علي

استاد سيد محمد حسين بهجت تبريزي، شاعر پرآوازه معاصر ايران است كه در شعر خود به «شهريار» تخلص مي كرده و با چيرگي تمام به زبانهاي «فارسي» و «تركي» شعر مي سروده است. نفوذ معنوي كلام شيرين اين شاعر از يك سو در همه جاي سرزمين پهناور ايران بر سراچه دل كوچك و بزرگ، زن و مرد، پير و جوان نشسته و هر ايراني غزلي،  قطعه اي و يا لااقل بيتي از «شهريار» بر لوح خاطر خويش سپرده است و از سوي ديگر آوازه شهرت اين عاشق دلسوخته از فراسوي مرزهاي ايران به سرزمين هاي ديگر و بويژه كشورهاي ترك زبان رسيده و سخنان دلنشينش روشني بخش دل شيفتگان گشته و هر ترك زباني كه منظومه حيدرباباي او را شنيده منقلب گشته و بر روح لطيف و دل باصفا و هنري همتاي او آفرين گفته است.
شهريار كيست؟
نام او سيدمحمدحسين بهجت تبريزي است. در اوايل شعري «بهجت» تخلص مي كرد و بعداً دو بار با فال حافظ تخلص خواست كه دو بيت زير شاهد از ديوان حافظ آمد و خواجه تخلص او را «شهريار» تعيين كرد:
«چرخ سكه دولت به نام شهرياران زد
روم به شهر خود و شهريار خود باشم»
و شاعر ما «بهجت» را به «شهريار» تبديل كرد و به همان نام معروف شد.
وي فرزند يكي از وكلاي درجه اول تبريز و اهل علم و ادب آذربايجان به نام حاج ميرآقا خشكنابي در شهريور ماه
۱۲۸۳ شمسي (به روايتي ۱۲۸۵ شمسي) در تبريز ديده به جهان گشود.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید




درگذشت استاد شهریار(روح نامیرای عاشق)
شهریار  درگذشت استاد شهریار(روح نامیرای عاشق(

سید علی‏اصغر موسوی

شهریارا بی‏حبیب خود نمی‏کردی سفر

این سفر راه قیامت می‏روی؛ تنها چرا؟!

سکوت، معراج شاعر است؛ از خاک به افلاک، از افلاک تا جوار حضرت دوست «جلّ جلاله».

با سکوت شاعر، این بار، دیگر شعر است که بر زبانِ زمان جاری می‏شود و با ضمیر ناخودآگاهِ شاعر شروع به گفتن می‏کند:

کیست این پنهان مرا در جان و تن            کز زبانِ من همی گوید سخن

مرگ شاعر، آغازی دوباره است؛ آغاز در طول زمان! آغازی به وسعت آینده!... و اینک، سوگ شاعری که هنوز نغمه‏های سه تارش، گیسوان سپید «حیدر بابا» را به رقص وا می‏دارد! بگذار دخترکان سرخ پوش تابستان، سیاه پوش مرثیه‏های سوگ تو باشند، ای رفته تا آن سوی آبی‏ها!

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



گفت‌وگو با شرارة خشكنابي ، برادرزادة استاد
شهریار 

گفت‌وگو با شرارة خشكنابي ، برادرزادة استاد شهريار

آخرين روزهاي شهريار در بيمارستان مهر

اشاره:

خانم شرارة خشكنابي دختر برادر استاد شهريار است كه در اكثر روزهاي پاياني عمر استاد شهريار در بيمارستان مهر تهران حضوري مستمر داشته است. اگرچه به گفتة خودش پيش از آن نيز وي بارها و بارها براي ديدار عموي خود ـ اين شاعر بزرگ و پرآوازة كشورمان ـ عازم تبريز مي‌شده است و در كنار استاد به سر مي‌برده است، اما نقل خاطرات او از آخرين روزهاي عمر پرثمر استاد شهريار شنيدني و خواندني است و او در گفت‌وگويي كوتاه به بخشي از تصاوير و رفتارهاي استاد شهريار در روزهاي پاياني عمر اشاراتي كرده است.

*خانم خشكنابي، لطفاً بفرماييد كه زمان بستري شدن استاد در بيمارستان مهر تهران،‌شما چند سال داشتيد؟

ـ من آن روزها 20 سال داشتم و مشغول تحصيل و آماده شدن براي شركت در كنكور سراسري سال 67 بودم.

*شما چه زمان‌هايي اجازه داشتيد در كنار تخت استاد در بيمارستان ملاقات داشته باشيد؟

ـ معمولاً هر روز عصر در وقت ملاقات بيماران؛ ولي پرسنل بيمارستان مهر به ما محبت ويژه‌اي داشتند و گاهي تا ساعت 8 الي 9 شب نزد استاد مي‌مانديم.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



(ادامه متن ... | | چاپ این مطلب    0 امتياز ارسال شده بوسیله saeedi شاخه شهریار  سه شنبه، 26 شهریور، 1387 بازديدها: 4017 


از بيمارستان «مهر» تهران تا «مقبره‌الشعرا»
شهریار  متن زیر تمام اخبار مربوط به بیماری و درگذشت استاد شهریار میباشد که از روزنامه ها و جراید انتخاب شده اند

استاد شهريار دار فاني را وداع گفت

استاد مير محمدحسين شهريار، شاعر معاصر آذربايجاني، صبح امروز در بيمارستان دار فاني را وداع گفت.

استاد شهريار در سال 1283 در تبريز متولد شد. پس از تحصيل در دارلفنون، به مدرسه‌ي طب وارد شد و تا كلاس آخر مدرسه را طي كرد، ولي در اثر غليان احساسات ادبي و جوشش عواطف شاعرانه، تحصيل طب را ناتمام گذاشت و به شاعري روي آورد.

شهريار از زمره‌ي بهترين غزلسرايان معاصر بود و گفته‌اند كه در فن غزل، در اين عصر كسي به پايه‌ي او نرسيد. شهريار، خود را شهريار غزل خوانده بود.

بر ديوان شعر او كه به سال 1310 به چاپ رسيد، استاد ملك‌الشعراء بهار، طي مقدمه‌اي تقريظي نوشته و مقام شهريار را در شعر، شامخ دانست. در آن هنگام شهريار، 27 سال داشت و انتشار ديوان شعر، او را در رديف مشاهير عالم شعر و ادب قرار داد.

مجموع اشعار او را بيش از 15 هزار بيت هم دانسته‌اند. شهريار، شاعر آذربايجاني، شهر خود تبريز را بسيار دوست مي‌داشت. قدرت شهريار، آن هنگام مشخص مي‌شود كه قصايد او را به زبان پارسي و نيز لهجه‌ي آذربايجاني، مورد بررسي قرار دهيم.

در ارديبهشت ماه 1363، به همت دانشگاه تبريز، كنگره‌ي بزرگداشتي براي او برگزار شد كه در آن، جمعي از فضلاء، علماء و شعراء از مقام استاد تجليل كردند. خود شهريار، در اين سمينار، از سر فروتني يادآور شد كه راضي به زحمت استادان و فضلا نبوده است.

مقام استاد، آنچنان والا بود كه از سوي دانشگاه تبريز، به استادي افتخاري در زمينه‌ي ادبيات فارسي، برگزيده شد.

شهريار، شور و خروش جوشيده از عشق به مردم قهرمان آذربايجان را در «حيدربابا» به تركي متجلي ساخته است كه از جمله‌ي بهترين آثار ادبي در لهجه‌ي آذري است.

مرحوم شهريار از مدتي قبل، به خاطر ابتلاء به برونشيت مزمن در بيمارستان مهر تهران بستري بود كه مورد عيادت رئيس جمهور اسلامي ايران، جناب حجت‌الاسلام و المسلمين خامنه‌اي قرار گرفت.

درگذشت استاد گرانقدر شهريار را به مردم قهرمان آذربايجان و نيز به جامعه‌ي ادب و فرهنگ كشور، تسليت عرض مي‌نمائيم.

روزنامة اطلاعات ـ يكشنبه 27 شهريور ماه 1367 ـ شماره 18565.

 هيأت دولت از شخصيت شاعر فقيد استاد شهريار تجليل كرد

... درجلسة امروزهيأت دولت از شخصيت شاعر ارزشمند مرحوم شهريار تجليل شد و فقدان وي ضايعه‌اي اندهبار براي جامعة انديشمندان و هنردوستان كشور توصيف شد.

1367 ـ شماره 18565روزنامة اطلاعات ـ يكشنبه 27 شهريور ماه1367 ـ شماره 18565.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



شبي شورانگيز با شهريار
شهریار 

فريدون مشيري

پانزده سال پيش كه شهريار در تهران به سر مي‌برد دوستاني داشت كه به تفاوت ده يا بيست يا سي سال تمام با او و ديگر دوستي داشتند. در اين ميان استاد صبا، نيما يوشيج، حسين تهراني، جعفر اخوان، عبادي، عبدالله خان دوامي و هوشنگ ابتهاج از همه بيشتر به او نزديك بودند و در چند سال آخر اقامت شهريار در تهران اين چند تن غالب اقات خود را با هم مي‌گذراندند. از اين ميان صبا و نيما هفت، هشت سال است كه در گذشته‌اند ولي جاي آنها همه جا و بخصوص در اين جمع به خوبي محسوس و معلوم است.

چندي پيش كه شهريار براي شركت در كنگره شاعران و نويسندگان به تهران دعوت شد در اولين ديدار از سايه و من قول گرفت موجبات ديدار او را با حسين تهراني و عبادي و اخوان فراهم كنيم. از همان روز دست به كار شديم و بالاخره هفتة گذشته شهريار و حسين تهراني و جعفر اخوان و سايه و نادرپور در كلبة محقر مخلص دور هم جمع شدند: استاد عبادي به علت مسافرت در اين جمع شركت نداشت.

شهريار تازه وارد اتاق شده بود و چون شنيده بد كه مخلص نواري از صبا دارد كه صبا در آن آهنگ معروف ديلمان و شوشتري را با ويلن نواخته و خودش هم صحبت كرده از من خواست تا ضبط صوت را باز كنم.

درست در لحظاتي كه موسيقي عميق و بي‌نظير صبا در فضاي اتاق پيچيد حسين تهراني و جعفر اخوان از در وارد شدند. و اين هر سه همديگر را تنگ در برگرفتند. سرها را به هم تكيه دادند دستها را بر شانة هم گذاشتند و به هيئت اجتماع، هاي هاي گريستند و موسيقي صبا در فضا اوج مي‌گرفت.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



سعادت ديدار با شهريار پاكباخته
شهریار

رضا براهني

تو آفتاب تموزي و من چو برف تميز

نگاه كن كه به يك لحظه پاك آب شوم

يادداشتي از يك سفر كوتاه

سعادت عظيمي بود كه شهريار را چند روز پيش مي‌ديدم. نخستين بار بود كه در برابر پيرمرد پاك و پاكباخته مي‌نشستم، شعرش را مي‌شنيديم و برايش شعر مي‌خواندم. هم زماني كه شعر مي‌خواند و شعر مي‌شنيد، و هم موقعي كه درباره شعر سخن مي‌گفت، گوئي به چيزي جز شعر نمي‌انديشد. و من كه در برابر او نشسته بودم، اعتقاد يافتم به اينكه اين مرد از اعماق روحش اسير احساس و جاذبه و قدرت كلمات است و ونفس و ذات و جوهر شعر را در هر قالبي كه باشد، به خوبي درك مي‌كند؛ خواه اين قالب، سيماي پاك و شفاف و اهلي شعر خودش باشد و خواه چهره خشن و وحشي شعر من.

شهريار از بس لاغر شده كه سخت بلند قد مي‌نمايد. همينكه من و مفتون وارد شديم، دست ما را با لطف و گرمي فشرد.

رفت مهر و تسبيح و سجاده و قرآن را جمع كرد و كنار گذاشت و آمد آب جوش در فنجانها ريخت. نارنجي را نصف كرد و با مقداري خرما به ما تعارف كرد. نفري، دانه‌اي خرما برداشتيم و نارنج را در آب جوش فشرديم و بعد من در قيافه شهريار خيره شدم كه نشسته بود و ما را مي‌نگريست و با همان پيژامه و شبكلاه و شال گردن، سخت صميمي و اهلي و در عين حال منزوي و تنها مي‌نمود.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



نكته‌اي دربارة گرفتاري يك شاعر
شهریار

محمدحسين شهريار را حدود سال 1327 و 28 بانك كشارزي با اصرار و الحاح خانه‌نشين كرد و تصويب‌‌نامه‌اي از هيئت وزرا گذرانيد كه شهريار در خانه نشسته و مشغول خدمات ادبي خود شود و حقوقش را هم ماه به ماه دريافت دارد.

البته مسلم است كه اين كار جهت تشويق وي صورت گرفته بود و مسلم است كه نام شهريار در كادر كارمندان بانك بايد باشد و مانند ساير كارمندان با وي رفتار شود و به موقع خود مزايا و ترفيعاتش را هم بدهند.

ولي متأسفانه معلوم نيست به چه علتي بانك كشارزي با وي چنين رفتاري نكرد و به جاي تشويق حتي شهريار را غمين و ملول ساخت.

تاكنون نه تنها ترفيعي به شهريار نداده‌اند بلكه در سر بيست و نه سال او را بازنشسته كرده‌اند و چهار ماه حقوقي را كه طبق مقررات بانك كشاورزي در اول به كارمند بازنشسته پرداخت مي‌شود از وي دريغ داشته‌اند. خود شهريار وقتي دربارة زندگي‌اش از او مي‌پرسم چنين جواب مي‌دهد:

ـ «آقا جان چه زندگي؟ چه گذراني؟ در اين محيط حتي حق قانوني آدم را نمي‌دهند آن وقت اتتظار دارند من شق‌القمر هم بكنم.

دوزاده سال است طبق پروندة موجود در بانك كشاورزي به من از زماني كه در تبريزم ترفيع نداده‌اند در سال 1329 مرا بازنشسته كردند.

 طبق مقررات بانك هر كس بازنشسته مي‌شود چهار ماه حقوق به وي مي‌دهند حتي پيشخدمت‌هائي كه در بانك كشارزي بازنشسته شده‌اند اين حقوق را گرفته‌اند ولي به من هنوز نداده‌اند در صورتي كه از بابت وام خانه، من هنوز دوازده هزار تومان به بانك بدهكارم؛ خانه‌اي كه حالا به دوازده هزار تومان نمي‌ارزد و همين است كه مي‌بينيد دوازده سال است كه قسطش را مي‌هم. بايستي اين چهار ماه حقوق را اگر هم به من ندادند بابت بدهي من حساب مي‌كردند كه لااقل بارم كمي سبك مي‌شد. بله جانم، اين زندگي فعلي من است، با اين گرفتاريها، با اين دردسرها آخر من كه تنها نيستم، من فرزند دارم، مسئوليت دارم. وانگهي من از كسي توقع بي‌جا ندارم... اين حق قانوني من است. شصت سال است كه در اين كشور زندگي مي‌كنم شما كسي را به من نشان بدهيد كه بگويد شهريار از من توقعي داشته يا ضرري بر من وارد ساخته يا هجو و مدح كسي را گفته است؛ با اينهمه متأسفم كه حق قانوني مرا يك موًسسة معتبر دولتي نمي‌پردازد و مرا دچار دردسر و گرفتاري مي‌كنند. راستي آيا حق چنين است؟!».



مقدمه کتاب 'کلیات ترکی استاد شهریار' به زبان
شهریار  متن مقدمه زیر را سرکار خانم آقایی لطف کرده و فرستاده اند که جهت مطالعه شما خوبان در سایت منتشر نمودم .

مقدمه کتاب "کلیات ترکی استاد شهریار" به زبان ترکی که در سال 1371 منتشر شده است

بو کرواندان بیر سس قالیرسا بس دیر....

...همیشه چکیندیگی تاسفله باشینا گلمیشدی.فارسجا دیوانی نین مقدمه لرینده هله دوغوم تاریخی نئچه

 روایتلرله درج اولونموشدو. حیدرباباسی ندان توت،آخیرینجی شعرلرینه قدر ترتیب سیز،نقصانلی،تحریفلی،و

 دگیشیک اوخونوب،یازیلمیشدی.

 بیر گون:

 «من علی اوغلویام،آزاده لرین مردی،مرادی»

 مصراع سینداکی من «علی اوغلویام» سؤزو  هانسی حکومتین و تفکرونسه خوشونا گلمه ییب «من ائلین

اوغلویام » حالینا صالینمیشدی.همین «سهندیه» منظومه سینده:

 «وحی دیر شعری ملک لردی پیچیلدار قولاغیندا

 آیه لردیر دوداغیندا...»

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید

 


مجموع خبرها 47 (2 صفحه | درهر صفحه 30)

سایت شهریار


خوشامد گویی
پيوستن sheida1116 را به جمع اعضا سايت شهریار تبريک مي گوييم

نظرسنجی
از کدام استان بیننده سایت شهریار هستید ؟

آذربایجان شرقی
آذربایجان غربی ،اردبیل
شیراز ، اصفهان ، یزد ، کاشان
تهران ، مشهد
گیلان ، مازندارن ، گلستان
قزوین ، زنجان ، قم ، سمنان
رشت ، زاهدان
اهواز ، استان های جنوبی
کهگیلویه و بویراحمد ، ایلام
هرمزگان ، کردستان
کرمان ، اراک
سایر استانها ....



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 3720
نظرات : 104


ورود به سیستم
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل واردکردن کد امنیتی

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .


مطالب قبلی
جمعه، 28 تیر، 1387
· كدام اثر خود را بيشتر دوست دارند؟
شنبه، 15 تیر، 1387
· تصویرپردازی در شعر شهریار
· شهریار و روح توحیدی شعر پارسی
چهارشنبه، 5 تیر، 1387
· ملاقات استاد شهریار با حبیب سماعی
· Hail to Haydar-Baba
جمعه، 24 خرداد، 1387
· شعر شورانگيز شهريار
· مختصري از زندگي استاد شهريار به انگليسي
شنبه، 18 خرداد، 1387
· سريال شهريار از نگاه كارشناسان ( بخش دوم )
دوشنبه، 13 خرداد، 1387
· سريال شهريار از نگاه كارشناسان ( بخش اول )
· شرح غزل "بوی پیراهن" شهریار
پنجشنبه، 9 خرداد، 1387
· وداع شاعر با معشوقه
چهارشنبه، 1 خرداد، 1387
· شهریار در اشعار دیگر شعرا
یکشنبه، 29 اردیبهشت، 1387
· زندگانی شهریار از زبان فرزندش شهرزاد
· خاطره اى از اخوان ثالث با شهریار
· يادى از ديدار نيما و شهريار
یکشنبه، 22 اردیبهشت، 1387
· بـیو گـرافـی استاد شهـریار
چهارشنبه، 18 اردیبهشت، 1387
· سالشمار زندگى شهريار



مقالات اخیر سایت
تعداد شاخه ها: 11 عدد
تعداد مقالات: 52 عدد 1: جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 3478 بار]
 2: جامعه‌شناسي ادبيات و مثلث هنر ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 3683 بار]
 3: سیمرغ سهند (2) 
[دفعات مشاهده : 3452 بار]
 4: سیمرغ سهند (1) 
[دفعات مشاهده : 4004 بار]
 5: شهريار و موسيقي 
[دفعات مشاهده : 4796 بار]
 6: خيال و حقيقت (دكتر مهدي روشن ضمير ) 
[دفعات مشاهده : 4359 بار]
 7: شهريار «نابغة شعر»  
[دفعات مشاهده : 4853 بار]
 8: مکتب های ا د بي ( 2 )  
[دفعات مشاهده : 4166 بار]
 9: مکتب های ا د بي ( 1 ) 
[دفعات مشاهده : 4506 بار]
 10: هنر شهریار ( قسمت چهارم ) 
[دفعات مشاهده : 4209 بار]
 11: هنر شهریار ( قسمت سوم ) 
[دفعات مشاهده : 4514 بار]
 12: هنر شهریار ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 4261 بار]
 13: غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت دوم 
[دفعات مشاهده : 4895 بار]
 14: غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت اول 
[دفعات مشاهده : 5073 بار]
 15: ديدار با شهريار ( شعر صاعقه است! )  
[دفعات مشاهده : 4528 بار]
 16: روح واژه‏ها روز شعر و ادب فارسی 
[دفعات مشاهده : 4605 بار]
 17: هنر شهريار ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 4311 بار]
 18: سبك و شيوه سخن استاد شهريار  
[دفعات مشاهده : 5458 بار]
 19: آشنایی با مقبره الشعرای تبریز 
[دفعات مشاهده : 5191 بار]
 20: شاعر شور و مستی 
[دفعات مشاهده : 4688 بار]
 21: محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 5016 بار]
 22: محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 4749 بار]
 23: گذري و نظري در كردستان و آذربايجان 
[دفعات مشاهده : 4141 بار]
 24: ويژگي‌هاي هنري شهريار 
[دفعات مشاهده : 4353 بار]
 25: ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت دوم" ) 
[دفعات مشاهده : 4609 بار]
 26: ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت اول" ) 
[دفعات مشاهده : 4689 بار]
 27: شهریار در یک نگاه 
[دفعات مشاهده : 5273 بار]
 28: غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار 
[دفعات مشاهده : 4605 بار]
 29: استاد شهریار شاعر اهل بیت 
[دفعات مشاهده : 4993 بار]
 30: عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار 
[دفعات مشاهده : 6704 بار]
 31: بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 6029 بار]
 32: بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 5856 بار]
 33: حنجره دردمند خشکناب 
[دفعات مشاهده : 5757 بار]
 34: ماجراي عشق شهريار از زبان شاگردش 
[دفعات مشاهده : 7108 بار]
 35: پان ترکیسم و شهریار 
[دفعات مشاهده : 1315 بار]
 36: زندگينامه شهريار ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 7940 بار]
 37: زندگينامه شهريار ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 7686 بار]
 38: نگاهی به زوایای شعری شهریار 
[دفعات مشاهده : 5775 بار]
 39: يادي از شهريار شعر ايران 
[دفعات مشاهده : 7592 بار]
 40: بررسی ( حیدربابا ) معروفترين اثر شهريار 
[دفعات مشاهده : 6194 بار]
 41: علي (ع) در شعر استاد شهريار 
[دفعات مشاهده : 28249 بار]
 42: ویژگی سخن استاد شهریار 
[دفعات مشاهده : 6244 بار]
 43: منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " با الفبای لاتین 
[دفعات مشاهده : 6752 بار]
 44: ترجمه منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " به زبان استانبولی 
[دفعات مشاهده : 9893 بار]
 45: منظومه دوم حیدربابا "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " 
[دفعات مشاهده : 6713 بار]
 46: ترجمه فارسی منظومه " حیدربابا یا سلام " 
[دفعات مشاهده : 6189 بار]
 47: ترجمه حیدربابا یا سلام به زبان استانبولی 
[دفعات مشاهده : 9173 بار]
 48: ترجمه منظومه " حیدر بابا " به زبان انگلیسی 
[دفعات مشاهده : 6639 بار]
 49: " حیدر بابا یا سلام " 
[دفعات مشاهده : 7585 بار]
 50: HEYDER BABA’YA SELÂM ( با الفبای لاتین ) 
[دفعات مشاهده : 22183 بار]


آرشیو مطالب قبلي
Friday, July 18
كدام اثر خود را بيشتر دوست دارند؟
Saturday, July 05
تصویرپردازی در شعر شهریار
شهریار و روح توحیدی شعر پارسی
Wednesday, June 25
ملاقات استاد شهریار با حبیب سماعی
Hail to Haydar-Baba
Friday, June 13
شعر شورانگيز شهريار
مختصري از زندگي استاد شهريار به انگليسي
Saturday, June 07
سريال شهريار از نگاه كارشناسان ( بخش دوم )
Monday, June 02
سريال شهريار از نگاه كارشناسان ( بخش اول )
شرح غزل "بوی پیراهن" شهریار
Thursday, May 29
وداع شاعر با معشوقه
Wednesday, May 21
شهریار در اشعار دیگر شعرا
Sunday, May 18
زندگانی شهریار از زبان فرزندش شهرزاد
خاطره اى از اخوان ثالث با شهریار
يادى از ديدار نيما و شهريار
Sunday, May 11
بـیو گـرافـی استاد شهـریار
Wednesday, May 07
سالشمار زندگى شهريار


ثبت نام سریع
نام کاربر

E-Mail

تایپ دوباره E-Mail

رمز ورود

تکرار رمز ورود




سایت رسمی استاد محمد حسین شهریار

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت شهریار متعلق به مدیر سایت ( سید یوسف سعیدی ) میباشد
                                                                  
            
                            

                                                                                                         
                                                   

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 1.25 ثانیه